تبلیغات
 سجــــاده نشین ره عشق - √خروس جنگی--> دوقلوها√

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



RSS

 سجــــاده نشین ره عشق

شعــــار روز سجـــاده نشین: به چشمـــانت بیاموز که هر وبلاگی ارزش دیدن ندارد :D

جمعه 27 آبان 1390

√خروس جنگی--> دوقلوها√
چند نفر سر زدن؟؟ : عزیز
مرتبط با : سجاده نشین ره عشق شهـدا دل نوشتـه
بسم الله...
این ارسال بر اساس کارگاه قلم جبهه جهادگران مجازی می باشد/
کارگاه بحثی است برای آموزش نوشتن متن های ادبی،داستانی و .../
اینم تمرین این دفعه...تمرین بنده

برای رفتن به کارگاه قلم کلیک کنین/


خروس جنگی---------------------------> دوقلو
--------------------------------------------------------------
آره  خیلی شبیه هم بودن....
با هم مو نمیزدن،یکیش دختر بود یکیش پسر بود...
اسماشونم خیلی ناز بود و خوشگل.....سجاد و ساجده
از همون کوچیکی با هم  مثل خروس جنگی بودن..
اصلا با هم کنار نمی اومدن.... انگار نه انگار خواهر برادر هستن از نوع دو قلوش.....
گاهی این سربه سرش میذاشت گاهی اون یکی...
بابا مامان دیگه از دستشون کلافه شدن.....
خرید رفتنشونو نگوووو..... یک چیزی اون می خواست اون یکی هم دادش میرفت هوا...منم منم منم....
مجبور بودی همه چی رو برای هر دو بگیری نمیشد نگیری....
بعد از چند سال  که سنشون زیاد شد بازم سر دعوا داشتن....
پدر و مادرش میگفتن :خدایا اینا تا کی میخوان مثل خروس جنگی به جون هم بیافتن....
فک و فامیلم از دستشون خسته شدن دیگه...
مهمونی ای نبود به جون هم نیوفتن یا بعدش خونه اومدن ....
.
.
.
.
زمان جنگ بود و همگی گوش به فرمان امام ....
سجاد هم شوق و ذوق شدید برای رفتن داشت...ولی...
ولی..
آره ولی ساجده خواهر دوقلوش نمیذاشت داداشش بره جنگ...
سجاد با این همه تاکید آبجیش رفت به جهاد....
سجاده هم تو خودش...تازه  حسرت باهم بودن رو میخوردن.....
تازه دلش برای سجاد تنگ شد....
یک ماه..
دوماه...
چندماه شد..
خبری از سجاد نشد...
ساجده از دوری داداشش دیگه دق کرده بود...
نمیتونست  تحمل کنه دوری داداشش روو...
خبر آوردن که سجاد به درجه رفیع شهادت رسید....
جسدشم تو اروند کوسه ها خوردن...
آره شد شهید جاوید الاثر....
کار ساجده این بود هر دفعه بره پیش قبر خالی برادر....
.
.
.
امروزم ساجده رفت پیش قبر برادر..
امروز ولی فرق میکنه...
آره ساجده با لباس عروس داره میره پیش داداش دوقلوش...

درد و دل میکرد...


خروس جنگی کودکی،عشق بزرگ سالی





برچسب ها : قلم-کارگاه-دوقلو-دوقلوها-خروس جنگی-
...



نوشته شده توسط سجـــاده نشین ره عشق   در ساعت 10:46 ق.ظ
نظرات ()


مدیر وبلاگ: سجـــاده نشین ره عشق   » صفحه ی نخست
» آرشیو مطالب

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید





همین الان چند صلوات برای آقامون میفرستی؟





Online User