تبلیغات
 سجــــاده نشین ره عشق - √قیافه دوستم به نقل از خودش(طنز)√

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :



RSS

 سجــــاده نشین ره عشق

شعــــار روز سجـــاده نشین: به چشمـــانت بیاموز که هر وبلاگی ارزش دیدن ندارد :D

شنبه 28 آبان 1390

√قیافه دوستم به نقل از خودش(طنز)√
چند نفر سر زدن؟؟ : عزیز
مرتبط با : سجاده نشین ره عشق


یه روز داشتم با دوستم میحرفیدم / گفتم حسین جان عکس بده /گفت مشخصات قیافمو میگم ترسیم کن

دوستان پیش پیش معذرت میخوام اگه یکم ناجور/بیچاره بدون قصدی میگه بیشتر جنبه شوخی و طنز داره/نظرم....

اینم مشخصات حسین:



یه صورت گردی داشتم!!!
مثل هندونه آرژانتینی!! این 2 ساله از بس خوردم خوابیدم کشیده شده مثل خربزه
ما خانواده ای مو های بدنمون دیر رشد می کنه و ......


سر 20 سال هم به خاطر ژن تخم سگیمون شروع به کچل شدن مزمن می کنیم
بابام 25سالگیش رفته بود خواستگاری مامانم
، زمین لم یزرع بوده، تا حالا توی عمرش 1 دفعه آرایشگاه رفته از بس کچله!! اونم احتمالا تشنه اش شده بوده رفته بود آرایشگاه آب بخوره!! یا به آرایش گره گفته ، داداش این وسط کله ما رو هم یه طی بکش!
 حالا از بابامون بکشیم بیرون بچسبیم به خودمون  کشیدم
خوب، یه چیز دیگه قبل از ترسیم بگم، از اونجا که من در اوج پیری بابا ننه به دنیا اومدم و از تفاله ..
بودم زیاد جالب نبودم
مثلاً بچگی ها علی خواهر زاده ام دهن ظریفی داشته اما دهن من!!! بهتره که چیزی نگم
خوب تا وقتی که تیریپ عرفانی ور می دارم نماز می خونم در حد المپیک 1111111111 بعضی موقع ها هم کم، خلاصه وسط پیشونیمان پینه بسته است! اونم مهر رو داغ کردم گذاشتم
 البته الان کمتره ها چون خیلی کم عرفان دود می کنم
 آهان دهنم خیلی گشاد بود و هس، مثل دهن م. ز(سانسور شد)
، بچگی هام، دهن گشاد، آب دماغ آویزون، صورت سیاه، گریه می کردم دهن همه سرویس بود، حتی بابام منو جوابم می کرد!!
یه دم این چیزی که خدا بسته (شیر کلمن) که چکه نمی کنه ولی برای منو نمی دونم چرا واشر شیر کلمن نبسته بود که تا 10 سالگی همه اش می شاشیدم
: بعد ختنه کردیم یارو یه واشر نو انداخته، ولی فکر کنم دسته دو بوده، چون در هر موقعیت حساس شاشم می گیره
 ببخشیدا
 میرسیم به بحث شیرین ابروان
 ابروان بنده پاچه بزی می باشد، من خیلی ابروانم رو دوست دارم، چون می خوام باهاشون یه ماشین رو بکشم
 چشم های بنده خیلی رنگ خاصی داره! که کسی نمی تونه تشخص بده چه رنگیه! چون بعضی موقع ها سیاه بعضی موقع ها قهوه ای سوخته، ولی همون قهوه ای سوخته چون موقع ساختن خدا کار رو داد دست این فرشته های شیطون، ریدن توی چشمام شد قهوه ای سوخته

 تازه می خوام نصف صورتم رو بگم که یه دماغ گنده کوفته ای رو در بر می گیره رو بگم تازه نوکشم اومده پایین مثل عقاب شده
 گفتم دیگه
مهران رجبی باید بیاد جلوم لنگ بندازه
 حساسیت که دارم یه دونه عطسه می زنم از هر سولاخ دماغم شیش کیلو . . . . 
 دهن هم رو که گفتم
 خوب ریشام
 هر موقع ریش می زارم  (بهتره بگم پشم) خواهر زاده هام از دستم فرار می کنن
چون اولاً وحشتناک می شم، دوماً به دلیل دار و ندارم، وقتی بلند می شه مثل شیمیائی ها یه تیکه هست یه تیکه نیست
 الان هم بلنده
 خوب شد که بن لادن رو کشتن، چون هر وقت بلند می کردم این علی منو خیلی اذیت می کرد می گفت الان می رم لو می دم که بن لادن توی خانواده ....(سانسور شد) قایم شده ،  منم از ترسم سریع در اولین فرصت با تیغ می زدم، نه این که بترسم بیان بکشنما، برای ملت ایران احساس خطر می کردم چون این آمریکا با سگ پیرش ناتو همون جور که به کشورهای دیگه حمله کرد گفتم به خاطر من نکنه به ایرانم حمله کنه، بعد بگه خبر کذب بوده عیبی نداره دوباره چپاول شروع بشه، نفت ایران بره کجا، بره توی جیب
 ما خیلی حرفه ای هستیم
اینم از من راضی شدی. بعداً میدم عکسم و یه نفر که سیاه قلم کار می کنه عکسم رو بکشه بزنه توی بیمارستان ها، تا هرکی عکس منو دید سر و صدا نکنه، بچه ها بشاشن به خودشون، بزرگترا کپ کنن
 آهان یادم رفت بگم، این اینترنتم باعث شده چشمام یه خورده تنگ بشه،: زیر چشمام هم کمی گودی افتاده

تموم شد


...



نوشته شده توسط سجـــاده نشین ره عشق   در ساعت 09:01 ق.ظ
نظرات ()


مدیر وبلاگ: سجـــاده نشین ره عشق   » صفحه ی نخست
» آرشیو مطالب

برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید





همین الان چند صلوات برای آقامون میفرستی؟





Online User